ما که از خاکیم...!


زمانی که ناسپاسی میکنی

دربرابر کسی که علت بودن توست

دربرابر کسی که همه چیزه تو از اوست

آنگاه که اورا نادیده میگیری و بر سرش فریاد میکشی

آنگاه که خدا را میبینی و بنده اش را خُرد میکنی و انگار اورا نمیبینی

می خواهم بدانم دستانت را به سوی کدام آسمان دراز می کنی تا برای خوشبختی خودت دعا کنی.

در مقابل کدام خدا سر به سجده فرود می آوری و ادعای بندگی اش را میکنی...!


+پ.ن : این نوشته امشبه من از یه اتفاق بد حکایت دارد...


از اتفاقی که ساعاتی قبل پیش آمد...!


۱۷ نظر ۱۱ موافق ۱ مخالف

تویی خالص ، منم مخلص...

*مبارک علیکم شهر رمضان*



تویی کامل منم ناقص تویی خالص منم مخلص
تویی سورو منم راقص من اسفل تو معلی یی
عجب حلوای قندی تو امیر بی گزندی تو
عجب ماه بلندی تو که گردون را بگردانی

♫♫♫♫♫♫♫♫

۶ نظر ۴ موافق ۰ مخالف

تا آخرش میمانم...

نمیدانم این شکست ها چه معنا دارد...

نمیدانم چه معنا دارند زمانی که آنقدر تلاش میکنم و منتظر نتیجه ی خوب هستم 

دوباره با شکست برخورد میکنم

و آن موقع برای من میشود یک فاجعه

یک غم بزرگه کمر شکن...

خدایا نگذار نا امید بشم....

مادرم میگوید چون تورا فراموش کرده ام و

به تلاش های خودم دل بسته ام و مغرور شده ام اینگونه است...

اما من میگویم نه...

او که نمیداند من و تو چه سَر و سِری با هم داریم...

خودت که دیدی دیشب چقدر گریه کردم...

از دلتنگی

از غم

برای تو...برای امام زمانم...برای مردم و همنوعانم...

از تو خواستم کمکم کنی که بتوانم برایشان کاری کنم...

اما انگار اصلا تو نمیخواهی...

دیگر چه کار باید میکردم که نکردم؟؟

اما خدا..من امیدم را ازدست نمیدهم...

من ایمانم را از دست نمیدهم....

من وقتی پای یک چیز میمانم تا آخرش می مانم...

میدانی چرا؟؟ چون هرچقدر هم شکست بخورم

نتیجه اش را پیروزی میبینم سرانجامش را نور میبینم...

چون راه را با تورفته ام....برای رسیدن به تو....

من دست نمیکشم....

من تا آخرش میمانم...ان شا الله...



۰ نظر ۱ موافق ۰ مخالف

آدمم کن

۰ نظر ۱ موافق ۰ مخالف

برگرد....



یا مطلقا فی وصالنا، ارجع.
و یا محلفا علی هجرنا، کفر. 
انما ابعدنا ابلیس لانه لم یسجد لک،
فواعجبا، کیف صالحته و هجرتنا...


ای کسی که وصال ما را ترک کرده ای، برگرد. 

و ای کسی که بر جدایی از ما سوگند خورده ای، سوگند خود را بشکن.

ما ابلیس را برای این از خود راندیم که بر تو سجده نکرد.




۰ نظر ۰ موافق ۰ مخالف

مسیر....




امتحانات پایان ترم شروع شده...
چقدر زود گذشت...
انگار همین دیروز بود روز اول مهر...
همینجا..تو همین وب...همون روزا پست گذاشتم...
چه زود گذشت...اما خدایی سخت گذشت...
عمر چقد زود میگذره....
مامانم میگه مگه ما چند سال زنده ایم..
به جای اینکه این چند سال رو بیهوده بگذرونیم میتونم ازش استفاده کنیم..
استفاده خوب....
درس بخونیم ...بریم دنبال علم....
هرجا مشکل داشتیم "خدا"
هرجا نا امید شدیم "خدا"
هرجا بی انگیزه شدیم"خدا"
هرجا به موفقیت رسیدیم "خدا" و "شکرگذاری"
درطول این راه  " توکل به خدا"
هرموقع توکل کردی به خدا بهش قول بده عامل علم باشی...نه محتکر علم...
به خدا که قول دادی " نزن زیر قولت "
همون طور که " اون نمیزنه زیر قولش...
مطمئن باش تو دنیا و آخرت رستگار میشی...
شک نکن !

۰ نظر ۰ موافق ۰ مخالف

خدایا کمکم کن...

بعضی وقت ها خسته میشوم...

از مشغله های روز مره ام...

از زندگی...

از پاسخ دادن به این و آن...

از مسخره شدن...

از بی انگیزگی...

از همه چیز...

نمیدانم...

بد است...

خدایا کمکم کن که فقط از کَرَمت غافل نشوم....

که بعد از آن دیگر منی وجود ندارد....

۱ نظر ۱ موافق ۰ مخالف

فقط میدانم حکمتی دارد، او که حکیم است!

من در برابر جهان...

گاهی از خود میپرسم چرا خدا من را آفرید...

وجود من به چه درد او و انسان های اطرافم میخورد....

گاهی خود را بیهوده میبینم....

چرا درس میخوانم؟؟مگر میخواهد آخرش چه شود؟؟

چرا انقد به خود سختی میدهم...

هدفم از زندگی یا بهتر است بگویم در زندگی چه چیزیست؟؟

بندگی؟؟خدمت به بشریت؟؟نمیدانم...

اگر من نباشم چه میشود؟؟هیچ؟!

روزی را که پا به این دنیا گذاشتم را به یاد ندارم...

فقط از مادرم شنیده ام بسیار گریه میکردم...

راستش هنوز هم گریه میکنم...

چون هنوز هم نمیدانم چرا خدا من را آفریده است....

جوابش را نمیدانم...اصلا مهم نیست بدانم...حال که من اینجا هستم...

و مطمئنم هر آمدنی رفتنی هم دارد...

و من هم روزی میروم..به کجا؟؟ نمیدانم...

من انسانم...و انسان به دنبال بهترین است...

و چه بهتر است از این فرصت کوتاهی که خدا به من عطا فرموده است

استفاده کنم و به دنبال بهترین  ها باشم،و مهم تر آنکه به آن برسم...

و میرسم....

به امید همان خدایی که مهربان دانا و حکیم است به پیش میروم...!

۲ نظر ۱ موافق ۰ مخالف
درباره من
به نام خدای آســمان و زمــیــن
و خــــــدایی کــــه مــرا آفریـــد
خدایی که روح من از اوســــــت
و ذهن مرا پرسشگر خلق نمود
"ذهـــــنـــــــــی مـــــــقدــس"
مـــــن زنده ام فقـــط با هــــدفِ
یافتن پاســــخِ پرســـش هایـم
---------------------------
از کجا آمــــــده ام
آمدنم بهر چه بود
به کجا میـــــــروم
آخر ننمایی وطـنم



طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان