هفت نوامبر

Seven November

سلام




  (:   سلام      خدا      :)




۷ نظر ۴ موافق ۱ مخالف

خدام هس...!




_________________________
خدایا اگه حرفی زدم ببخش منو!
۲۵ نظر ۷ موافق ۰ مخالف

کاش از اول...!

حوصله زندگیو ندارم....

خسته شدم...

از دعوا و فوحش و سر و صدا...

از بی پولی...

از تنهایی...

از آدمای نفهم دور و برم...

البته بعضیاشونم هم درک میکنم،

این روزا هیچکی حوصله خودشم نداره چه برسه دیگرانو...

اونم که رفت...

همه خوشی های زندگی برام بی معنی و تکراری شده

(البته دیگه خوشیی نمونده)

به قوله یکی از بچه ها(که تو پست قبل کامنت داده بود)

نمیشه یه شبه آدم شد، خدا ولم کرد، شاید من آدم بشو نیستم

بازم رفتم سراغ رپ

تنها آرزوی نشدنیم اینه که کاش از اول نبودم...





۱۷ نظر ۱ موافق ۳ مخالف

تا آخر با تو بیدار بمانم!

 

امشب آخرین شب است...

آخرین فرصت...

دعای امشبه من این است :

خدایا اگر از خوابه غفلت بیدارم کردی

دیگر رهایم نکن....

امسال مثله هرسال نباشد...

اگر بیدار شدم، دوباره به خواب نروم...

دوباره فرآموش نکنم ، و برنگردم....

خدایا؟

کمکم کن اگر امشب بیدار شدم

 تا آخره این عمره کوتاهم با تو بیدار بمانم...

شبه قدره امسال مثله همیشه نباشد...

کمکم کن..

خدایا؟

 


۱۶ نظر ۸ موافق ۰ مخالف

به نام خداوند بخشنده و مهربانی که نعمت های بزرگی چون تو میدهد!

 

 

میدانم گناه کارمhttp://up.vbiran.ir/uploads/16642141098169819421_22.png

دیشب را به یاد داری؟http://up.vbiran.ir/uploads/16642141098169819421_22.png

چقدر عذر خواستمhttp://up.vbiran.ir/uploads/16642141098169819421_22.png

چقدر اشک ریختمhttp://up.vbiran.ir/uploads/16642141098169819421_22.png

خواستم این بنده را ببخشیpensive

میدانم خیلی تورا با کارهایم آزرده امpensive

اگر تو مرا از درت برانی دیگر کجا را دارم برومpensive

در این هیاهوی دنیا که یافتن حقیقت سخت استpensive

من به دنبال تو میگردمpensive

کمکم کن پیدایت کنمpensive

وقتی پیدایت کردم دیگر گُمت نکنمpensive

چشمانم را بینا کنpensive

گوش هایم را شنواpensive

نگاهی به قلب سیاه من کنpensive

کمکم کن...pensive

یا مهدی؟pensive

من از امروز بنده خدا میشومhttp://up.vbiran.ir/uploads/4185614109817023241_44.png

مرا از بند این دنیا رهایی دهhttp://up.vbiran.ir/uploads/16642141098169819421_22.png

خسته شده امhttp://up.vbiran.ir/uploads/16642141098169819421_22.png

بیشتر از آن که فکرش را کنیhttp://up.vbiran.ir/uploads/16642141098169819421_22.png

تا کی گناه کنم، از گناه خسته شده امhttp://up.vbiran.ir/uploads/16642141098169819421_22.png

میخوام این چند روزی که از عمرم باقی مانده راhttp://up.vbiran.ir/uploads/16642141098169819421_22.png

با تو باشمhttp://up.vbiran.ir/uploads/16642141098169819421_22.png

من را بپذیر...http://up.vbiran.ir/uploads/16642141098169819421_22.png

۲۱ نظر ۷ موافق ۰ مخالف

Web's voice


Eydad Productions

۱۰ نظر ۳ موافق ۰ مخالف

یکی منو قانع کنه!

دوستان من واقعا قانع شدم

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

جریان این بود:

امروز داشتم میرفتم حرم

چنتا ازین برادرای امر به معروف و نهی از منکر رو دیدم در حال تذکر دادن به یه دختره بد حجاب

(کارشون اصلا ظاهر قشنگی نداش و اصلا خوشم نیومد کاره همین آقایون

یه جوووری بود، به نظرم امر به معروفم میخوان کنن باید از یه راهه دیگه وارد شن

نه اینکه برن تو حلقه دختره و بگن خانوم حجابتو....)

بعد با خودم گفتم اصن مگه دین اجباره...شاید نخواد اونجوری که اینا میخوان لباس بپوشه

شاید اصلا دینش اسلام نباشه

یاده اون قسمت از آیت الکرسی افتادم که میگه

((لا اکراه فی الدین...))

((در دین اجباری نیس...))

راستش اصن به امر به معروف اینام شک کردم...

نمیدونم کدوم درسته...

گیج شدم....احساس میکنم یه جور تناقضه...

شایدم من بد فهمیدم و بد برداشت کردم...

خلاصه نمیدونم....

یکی بیاد منو روشن کنه...  :(


_____________________________________________________

برداشت های من از پاسخ های منطقی دوستان:


1.کشور ما دین رسمیش اسلامه و جمعیت زیادی از مردم کشور مسلمان هستن

حجاب نه تنها در "دین" ما راجبه خوبی هاش گفته و اون رو پسندیده دونسته و واجب

بلکه جزء یکی "قوانین کشور" هستش و رعایت (هر)قانون تو هر کشوری که هستی الزامیه

مثله خیلی از قوانین دیگه مثلا ممنوع بودن رد شدن از چراغ قرمز و.....

و تو کشوره ما بی حجابی ممنوعه.



2.وقتی که حتی یک زن خارجی که دینش اسلام هم نیست

وارد ایران میشه میبینم به یه روسری حتی کوچیک این حجاب رو ایجاد میکنه

چرا؟؟ اولا اینکه اون ها "معنای قانون" رو میفهمن دوما احترام حالیشونه

واسه "احترام" به ارزش ها و عقاید مردم این کشور که

 اکثریت مسلمون اند و حجاب جزئی از ارزش هاشونه

و اونوقت خوده دخترای مملکت ما حاضر نیستن این احترام رو بذارن

و با این رفتارشون بی احترامی به ایرانی های مسلمون میکنن

(خیلی هاشونم سنگ وطن پرستی به سینه میزنن اما درواقع فقط "حرفه"

چون اگه "وطنشون" رو "ایرانشون" رو دوست داشتن 

مردم رو هم دوست داشتن عقاید مردم کشورش رو هم دوس داشتن

همون هایی که سنگ کوروش رو به سینه میزن رفتار نیک رو برای یک زن ایرانی فراموش کردن

و حجاب ایرانی ها  مربوط به قبل از اسلامه و همیشه بوده)

حجاب حتی اگه به دین هم مربوط نباشه الان تو کشور ما یک فرهنگه

یک اعتقاد و ارزش برای اجتماعه و رعایت نکردنش ناهنجاری و بی قانونیه



3.یکی از دوستان تو نظرات درباره ترجمه و تفسیر دقیق این آیه لا اکراه فی الدین

صحبت کرده یکم طولانی بود من نمینویسم دیگه خودتون برید بخونید اما خیلی جالب و زیبا بود



4. راجبه برخورد ارشاد هم تو کشور درسته در رابطه با حجاب خشنه

اما دولت میتونس به جای اینکه اینا رو بذاره تا با ارشاد و تذکر

حواسه مردمو به رعایت قانون جمع کنه

مثله خیلی از قوانین دیگه براش جریمه نقدی بذاره

اما خب حالا که میخواد تذکر بده و به قول خودشون امر به معروف

باید رفتارشون و نحوه برخوردشون رو یکم اصلاح کنن

و من در این رابطه انتقاد دارم و موافق نیستم!


5:

6 :



....

به امیده روزی که هیچ نیازی به ارشاده مردمه بافرهنگ و فهمیده کشورمون نباشه



  

۳۳ نظر ۷ موافق ۰ مخالف

مرد بودن!



خواجه عبداله انصاری فرمود :

بدان که ، نماز زیاده خواندن ، کار پیرزنان است

و روزه فزون داشتن ، صرفه ی نان است 

و حج نمودن ، تماشای جهان است .

اما نان دادن ، کار مردان است...


+پ.ن (این توضیحات پایین رو دادم تا بد برداشت نشه، باتشکر)

دوستانه عزیز!
منظور این نیست که نماز خونده نشه و فروع رعایت نشه و فقط بریم پِی کمک بی دیگرون ...
هرچیزی جای خودشه...
اینجا منظور کسایی هستن که  همش نماز میخونن همش روزه میگیرن همش حج میرن و
خیلی کارای دیگه که معلوم نیس واقعا با اخلاص باشه یا ظاهری
 اما مهربانی و کمک به همنوع رو فراموش کردن...
و فقط نشستن و نماز خوندن آدمو به جایگاه والا پیشه خدا نمیروسنه
 
هیچ امری، مانند نیکی و خدمت به بندگان خداوند باعث تقرب انسان به درگاه الهی نمی شود

امام صادق(ع) از پدرش و او از پیامبر اکرم(ص) نقل کرده است که آن حضرت فرمود:

 «وَ اللَّهِ لَقَضَاءُ حَاجَةِ الْمُؤْمِنِ خَیْرٌ مِنْ صِیَامِ شَهْرٍ وَ اعْتِکَافِه؛

به خدا قسم، برآوردن حاجت مؤمن بهتر از یک ماه روزه و یک ماه اعتکاف است.»
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

+دست هایی که کمک میکنند مقدس تر از 
لب هایی هستند که دعا میکنند!

برگرفته از وبلاگ:ناگفته ها
۲۲ نظر ۱۰ موافق ۰ مخالف

ما که از خاکیم...!


زمانی که ناسپاسی میکنی

دربرابر کسی که علت بودن توست

دربرابر کسی که همه چیزه تو از اوست

آنگاه که اورا نادیده میگیری و بر سرش فریاد میکشی

آنگاه که خدا را میبینی و بنده اش را خُرد میکنی و انگار اورا نمیبینی

می خواهم بدانم دستانت را به سوی کدام آسمان دراز می کنی تا برای خوشبختی خودت دعا کنی.

در مقابل کدام خدا سر به سجده فرود می آوری و ادعای بندگی اش را میکنی...!


+پ.ن : این نوشته امشبه من از یه اتفاق بد حکایت دارد...


از اتفاقی که ساعاتی قبل پیش آمد...!


۱۷ نظر ۱۱ موافق ۱ مخالف

امشب...کوه خضر...صدای خدا...


اون حاجاقاهه داشت یه چیزایی میگف...

صداش رو مخم بود...

تنها دور از خانواده نشسته بودم و به شهر نگاه میکردم...

یکم گریه کردم...نمیدونم چرا...

امروز از فشار روزه و چیزی نخوردن داشتم میمردم....

لاغر شدم ، به قول مامانم شکله جنازه شدم....

خیلی بهم سخت گذشته خدایی خیلی سخته برام روزه گرفتن...

داشتم به اینا فکر میکردم که یهو حاجاقاهه گفت

وقتی که با خدا باشی به یاده خدا باشی و عاشقش باشی

خودش بهت "توانِ" عبادت و ستایشش رو هم میده...

این خاصیته عشق و عاشقیه...

از اونجا فهمیدم کجای کارم لنگ میزنه...


+ خدایا کمکم کن!میخوام از فردا آدم شم

از قرآن شروع میکنم!


۱۰ نظر ۱۰ موافق ۰ مخالف

تویی خالص ، منم مخلص...

*مبارک علیکم شهر رمضان*



تویی کامل منم ناقص تویی خالص منم مخلص
تویی سورو منم راقص من اسفل تو معلی یی
عجب حلوای قندی تو امیر بی گزندی تو
عجب ماه بلندی تو که گردون را بگردانی

♫♫♫♫♫♫♫♫

۶ نظر ۴ موافق ۰ مخالف

تو "شوووک" اَم...

دقایقی پیش بالاخره آخرین امتحانو دادم...البته بهتره بگم ریدم....

حالا مهم نیس ، مهم اینه که تموم شدش...

اما هنوز احساسی ندارم...توی شوکم...هنو باور ندارم تموم شده....

ینی من واقعا از  اون زندانه زاویرا آزاد شدم؟؟؟؟

واااای خداااا...شککککککررررررت....


۶ نظر ۲ موافق ۰ مخالف

گیج شدم

خداوندا...

افکارم را ، ذهنم را ، به لطف خویش با نور خویش و به علمه خویش روشن گردان...

مگذار خطا کنم...نمیخوام اشتباه فکر کنم...

شک را از من دور کن...

" أعوذ بالله من الشیطان الرجیم "

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ



این فیلم حسابی ذهنمو مشغول کرده....

وقتی نگاه میکردم حس نمیکردم که یک افسانه باشه

نمیدونم....

انگار واقعی بود....و پیچیده...


۱ نظر ۳ موافق ۰ مخالف

دوباره....

گیجم...سر درگم....

خدایا کمک...

۲ نظر ۱ موافق ۰ مخالف

تا آخرش میمانم...

نمیدانم این شکست ها چه معنا دارد...

نمیدانم چه معنا دارند زمانی که آنقدر تلاش میکنم و منتظر نتیجه ی خوب هستم 

دوباره با شکست برخورد میکنم

و آن موقع برای من میشود یک فاجعه

یک غم بزرگه کمر شکن...

خدایا نگذار نا امید بشم....

مادرم میگوید چون تورا فراموش کرده ام و

به تلاش های خودم دل بسته ام و مغرور شده ام اینگونه است...

اما من میگویم نه...

او که نمیداند من و تو چه سَر و سِری با هم داریم...

خودت که دیدی دیشب چقدر گریه کردم...

از دلتنگی

از غم

برای تو...برای امام زمانم...برای مردم و همنوعانم...

از تو خواستم کمکم کنی که بتوانم برایشان کاری کنم...

اما انگار اصلا تو نمیخواهی...

دیگر چه کار باید میکردم که نکردم؟؟

اما خدا..من امیدم را ازدست نمیدهم...

من ایمانم را از دست نمیدهم....

من وقتی پای یک چیز میمانم تا آخرش می مانم...

میدانی چرا؟؟ چون هرچقدر هم شکست بخورم

نتیجه اش را پیروزی میبینم سرانجامش را نور میبینم...

چون راه را با تورفته ام....برای رسیدن به تو....

من دست نمیکشم....

من تا آخرش میمانم...ان شا الله...



۰ نظر ۱ موافق ۰ مخالف

حقیقت را....

۲ نظر ۲ موافق ۰ مخالف

آدمم کن

۰ نظر ۱ موافق ۰ مخالف

نمیدانم


خودم هم نمیدانم دنبال چیستم...

نمیدانم برای چه زندگی میکنم....

این افکار ، من را به شدت آزار میدهد....

در هر زمانی کوچکترین خستگی از کار من را ناامید و

بی انگیزه میکند....

همیشه تلاش هایم بر باد میرود....

گاهی بسیار امید وارم گاهی بسیار ناامید...

این احساسات گاه گاهانه من را دیوانه کرده است....

خدایا علت بودنِ من را به من بگو....

من تابِ این بلاتکلیفی را ندارم....

راهی برای رسیدن به پرسش هایم به من نشان بده....

من راهِ یافتنِ پاسخ پرسش هایم را نمیدانم...

مَدَدَی...

۱ نظر ۱ موافق ۰ مخالف

خوب بودن....

عکس سر چند راهی

 

وقتی که راه نمیروی، نمی دوی ؛


زمین هم نمیخوری واین" زمین نخوردن " محصول سکون است نه مهارت!


وقتی که تصمیمی نمیگیری، کاری نمیکنی ؛


اشتباه هم نمیکنی و این " اشتباه نکردن" محصول انفعال است نه انتخاب !


خوب بودن به این معنی نیست که درهای تجربه را بر خود ببندی و فقط پرهیز کنی...


خوب بودن در انتخابهای ماست که معنا پیدا میکند .

 

۰ نظر ۰ موافق ۰ مخالف

این روز ها....

الهی و ربی


ایام متحاناست...

این روزا میرم کتابخونه...کتابخونه حرم...

خونه نمیتونم درس بخونم...همش خوابم میگیره...

کتابخونه هم به زور درس میخونم...

اولین امتحانمون فیزیکه...

هییچی بلد نیستم...

فقط تنها امیدم اول خداس بعد تلاش های خودم....

من تلاش خودمو میکنم...به امید20...ان شا الله...

خدایا تلاش هامو میبینی؟؟

دارم از سردرد میمیرم انقد که امروز کتابخونه موندم....

فردا هم میخوام برم...

خدایا کمکم کن تلاش هام بی نتیجه نمونه....

خدایا بهم قوت و قدرت و انگیزه درس خوندن بده....

الهی وَ رَبّی مَن لی غَیرُک...

۱ نظر ۱ موافق ۰ مخالف
درباره من
به نام خدای آســمان و زمــیــن
و خــــــدایی کــــه مــرا آفریـــد
خدایی که روح من از اوســــــت
و ذهن مرا پرسشگر خلق نمود
"ذهـــــنـــــــــی مـــــــقدــس"
مـــــن زنده ام فقـــط با هــــدفِ
یافتن پاســــخِ پرســـش هایـم
---------------------------
از کجا آمــــــده ام
آمدنم بهر چه بود
به کجا میـــــــروم
آخر ننمایی وطـنم



طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان